با عزل بني صدر از فرماندهي كل قوا ،زمينه لازم براي همكاري ارتش و سپاه و نيز طراحي و اجراي عمليات گسترده با تدابير عميق تر و شيوه جديد فراهم شد.فرماندهان دو سازمان نظامي طي جلسات متعددي و ضعيت جديد را مورد بررسي قرار داده و مبتني برآن استراتژي نويني را تعريف كردند كه سه هدف اساسي را دنبال مي كرد.
1- انهدام ماشين جنگي عراق .
2-دست يافتن به مواضعي مناسب براي كاستن از طول خطوط پدافندي و آزادسازي نيروهاي خودي از پدافند به منظور افزايش توان رزمي.
3-آماده شدن براي اجراي عمليات نهايي و آزادسازي گام به گام مناطق اشغالي.
مبتني بر اين استراتژي ،دوازده طرح موسوم به كربلا تهيه شد كه ميزان تناسب توان خودي با ظرفيت مورد نياز منطقه عملياتي ،وضعيت زمين از جنبه نظامي و نيز اهميت منطقه عملياتي از عوامل اصلي در تعيين تقدم هر يك از اين طرح ها بود. بر همين اساس پس از مباحث مختلف ميان فرماندهان سپاه و ارتش ،عمليات طريق القدس به عنوان اولين گام از سلسله عمليات كربلا در منطقه دشت آزادگان با هدف آزادسازي شهر بستان و بيش از 50 روستاي منطقه طراحي شد.انتخاب منطقه دشت آزادگان براي اجراي عمليات از آن جهت كه پيوستگي خطوط دشمن از مهران تا خرمشهر را از هم مي گسست.بسيار مهم تلقي مي شد و كوتاه شدن دست دشمن از اين منطقه موجب شد كه دشمن براي ايجاد ارتباط بين دو جبهه خود در شمال و جنوب خوزستان به ناچار محيط هورالهويزه را بپيمايد.ودر نتيجه مسافتي طولاني را طي كند.اين عمليات سبب تجزيه دشمن در خوزستان مي شد.و ميزان موفقيت در عمليات غرب كرخه و غرب كارون را افزايش مي داد. اين محور بهترين معبر براي تهديد مركز خوزستان (اهواز) مي باشد. و هر نيروي نظامي بادر اختيار داشتن تنگه چزابه مي تواند با كمترين تعداد نيرو ،بهترين شكل پدافندي ايجاد كرده و كنترل منطقه را در اختيار داشته باشد.
شهيد صياد شيرازي در ناگفته ها جنگ آورده است كه : بررسي كرديم كه اگر ازشمال و جنوب كرخه به طرف بستان پيشروي كنيم ،عمق آن كم است و زودتر به مانعي مي رسيم كه پشت آن نيرو زياد نايستد . شمال كرخه و تنگه چزابه و تپه هاي رملي و شن هاي روان نيرو كم مي گرفت ،تپه هاي رملي ،براي نيروي منظم و كلاسيك غير قابل عبور است،به خاطر اينكه نفربر و خودرو نمي توانست عبور كند. در جنوب كرخه هم هورالعظيم بود كه اگر به آن مي رسيديم ،مانعي بود كه اگر دشمن مي خواست تك كند، عبور از آن مشكل بود. بنابراين ،مساله اصلي آزادسازي شهر بستان نبود. شهر بستان در مسير حركت ما بود .اگر به هدف مي رسيديم ،شهر آزاد مي شد و چند لشكر هم صرفه جويي مي كرديم.
بحثي پيش آمد كه توانايي ما براي عمليات در بستان جواب نمي دهد. عمليات پيچيده و مشكلات و امكانات زيادي مي خواهد. سئوال بود از كدام طرف تك كنيم . اگر بخواهيم به صورت جبهه اي تك كنيم، به فرض از شمال كرخه بستان و چزابه برويم ،حدود 17 كيلومتر راه است .اين عمق زيادي است و با توان ما نمي خواند.
برادر غلامعلي رشيد مسئول عمليات سپاه و سرتيپ شهيد نياكي فرمانده لشكر 92 زرهي اهواز رفتند شناسايي با چند نفر ديگر رفتند و بعد از دوسه روز برگشتند ما نگران بوديم كه اينها گزارش تلخ از اوضاع بدهند. شهيد نياكي آمد ايشان حدود 58 سال داشت با حالت متحير چشمانش گرد شده بود مدام مي گفت جناب سرهنگ من مطمئنم كه ما پيروز مي شويم.
شهيد صياد شيرازي ادامه مي دهند: صحنه ديگر متعلق به بچه هاي جهادسازندگي است گفتند اگر مايل باشيد ما مي توانيم تا نزديكي دشمن در شن هاي روان جاده درست كنيم .كار بسيار سختي بود با خود گفتم بگذار كار كنند. هيچ اميدواري نداشتيم به اينكه بتوانند كارشان را تمام كنند.پانزده يا شانزده روز بعد گفتند جاده براي بازديد آماده است.
جاده مثل پل پيروزي بود در همان محور ي كه مي خواستيم برويم .جاده درست شده بود و معني اش اين بود كه تنها با نيروي پياده حمله نمي كنيم پشت سر پياده نظام ،تانك هم مي تواند برود ،نفربر و امكانات پشتيباني مي تواند راه بيفتد و خيلي از مسائل حل است.
آن امكانات كم بود.كسي به ما كمپرسي نمي داد ،اينهامي رفتند از فاصله طولاني خاك رس مي آوردند،با همان چندتا كمپرسي كه داشتند. با غلتك مي كوبيدند و يك مقدار شفته آهك مي ريختند تا سفت شود و اگر باران خورد خراب نشود. براي اينكه دوباره شن هاي روان نيايد،ديواره حصيري زدند. نقش اين جاده به اندازه چند لشكر بود.
برآورد مهمات توپخانه مورد نياز براي 15 روز عمليات حدود يكصد وده هزار گلوله توپ 155 ميليمتري پيش بيني شده بود.كليه مخازن كه از زمان طاغوت داشتيم ،مصرف شده بود در نتيجه ذخاير ما تمام شده بود . ميزان توليد روزانه مادر صنايع دفاع سيصد گلوله در روز بود.شايد به هر توپ ،نصف توليد روزانه مي رسيد.چه برسد به اينكه جوابگوي عمليات باشد. روزانه مبادله آتش با دشمن هم داشتيم كه بيشتر از اينها تيراندازي مي شد،چه برسد بخواهيم صرفه جويي كنيم تا يكصد وده هزار گلوله بشودواز نظر علمي و تخصصي براي عمليات جواب بدهد.يك دفعه به زبانم جاري شد و گفتم مهمات در راه است،مي رسد. دست به دعا بلند كردم گفتم:خدايا ،از كجا مي رسد؟! سيزده هزار گلوله موجود بود فاصله تا 110 هزار گلوله خيلي زياد است .بايد به حالتي برسي كه قوت قلب پيدا كني و برخدا توكل كني.
علم تاكتيك رزمي مي گويد براي آفند بايستي حداقل توان رزمي ضريب 2 نسبت به دشمن امكانات را پاي كار آورد در حالي كه مقايسه ما با عراق حتي در حد مساوي هم نبود.
شب عمليات بود يك تجزيه وتحليل عملياتي آوردند كه خيلي جالب است برآورد كردند كه وضعيت دشمن اين است و وضعيت ما اين است و طبق ده يا پانزده نكته ،نمي شود به دشمن حمله كرد .يعني آخرين بررسي آنها اين بود. به آنها گفتم در برآوردها ،چيزهايي را حساب نكرده ايد. كارهايي كه پيش رفته
،شناسايي خوب، آن جاده و از همه مهمتر توكل ،كه ما چاره اي جز حمله به دشمن نداريم دشمن را بايد از خاك خودمان بيرون كنيم .خيلي هم دنبال هدف مناسب گشتيم ولي غير از اين، جايي را پيدا نكرديم،بنابراين بايد حمله كرد. خداوند به ما همت اراده ،اميدواري و اطمينان داد كه دست به اين تك بسيار سخت بزنيم، عليه دشمني سرمست از پيروزي بود و مطمئن بود كه با آن همه امكانات مي تواند بماند.
سردار فتح اله جعفري نقل مي كند درآبان ماه 1360 با چند نفر ازنيروها به شناسايي رفتيم سيدعلي حسيني از نيروهاي اطلاعات وشناسايي و اهل خراسان بود.قرار بود نيروهاي جهاد سازندگي از ارتفاعات الله اكبر تا محلي به نام چاه آب جاده احداث كنند چون هنوز جاده زده نشده بود،موفق نشديم خيلي جلو برويم .فقط پياده تا ديدگاه هاي يك ودو رفتيم . از شاكريه به الله اكبر و تپه سبز و از آنجا داخل رمل ها جلو رفتيم. بعدها شايد بيش از ده بار به شناسايي رمل و مناطق شمالي بستان رفتيم. هر بار حادثه و اتفاق جديدي افتاد. يك بار تشنگي شديدي بر ما غالب شد،رمقي براي حركت نداشتيم بار ديگر مجبور شديم خودمان را داخل رمل ها مخفي كنيم . اين كار را از يك مار ياد گرفتيم كه از ترس، خود را زير رمل ها مخفي كرد. در پشت تپه اي بوديم كه حس كرديم نيروهاي گشتي دشمن نزديك مي شوند ،رفتيم داخل رمل كه آنها دور شدند و متوجه ما نشدند.
درمحور چزابه به طرف بالا در مسير فانوس گذاشتيم تا نيروهاي رزمنده از كنار فانوس ها حركت كنند و به هدف برسندو مسير را گم نكنند. نور فانوس مناسب بود و به علت وجود شيارهاي متعدد، دشمن نمي توانست آنها را ببيند.
محور الله اكبر ،ميدان مين و استحكامات به عمق 200 متر و خاكريزي با ارتفاع سه متر دارد. در محور سيد جاسم هم سنگرهاي متعددي داشتند.يك ميدان مين و موانع به عمق 50 متر ايجاد كرده بودند كه در رده هاي دفاعي سيم خاردار داشت. در كنار رمل ها ميدان مين ايجاد كرده بودند. خود رمل ها مانع بودند و انتهاي رمل ها شروع ميدان مين بود.كه به سنگرهايشان ختم مي شد.
شهيد صياد شيرازي نقل مي كند: دشمن سه خاكريز داشت بچه ها خاكريزها را گرفتند ولي در خاكريز سوم بريدند، توان از دست رفت و عصر شد تا جايي كه فرماندهي آن محور را احضار كرديم، برادر عزيز جعفري و سرهنگ جمشيدي ،در حين اينكه برايشان مي گفتيم ،اگر امشب تك نكنيد، وقت تلف مي شود،از خستگي و فرسودگي به خواب رفتند. بعد هم كه رفتند ديده بودند بچه هايي خودشان در خط خوابيده بودند. عراقي ها هم در خط خوابيده بودند. شب دوم در محور پايين ،يك گلوله هم شليك نشد.از زور خستگي و فرسودگي ،دو طرف از پا درآمده بودند.
خط پدافندي اصلي ارتش عراق در اين منطقه ، خاكريزي به طول 20 تا 21 كيلومتر بود كه راس جنوبي آن به رود نيسان و راس شمالي آن به تپه هاي رملي شمال بستان منتهي مي شد. پشت اين خاكريز يگانهاي پياده و مكانيزه
دشمن استقرار داشتند. در فاصله ميان اين خاكريزها تا بستان ارتش عراق
،خاكريزهاي عرضي وطولي متعدد را كه به صورت مواضع پدافندي آرايش يافته بودند ايجاد كرد تا بتواند هرگونه رخنه و نفوذي را به اين منطقه خنثي كند. در جلو خاكريز يك ميدان مين به عرض دويست متر ايجاد شده بود كه با تيربارها و جنگ افزارهاي سبك و چند رديف سيم خاردار پوشش يافته بود. مواضع اصلي پدافندي عراق در جنوب كرخه تا رود نيسان در امتداد همان خاكريز،با همان ويژگيها و مشخصات و مستحكم تر از آن احداث شده بود. مواضع جنوب كرخه توسط چهار تيپ پياده مكانيزه و زرهي دشمن دست كم چهار گردان توپخانه كه با دو تيپ زرهي ومكانيزه ديگر تقويت مي شدند پدافند مي گرديد.
در پي موفقيت عمليات ثامن الائمه(ع) كه در آغاز سال دوم جنگ انجام شد،ومهمتر ين تحول نظامي جنگ تا آن زمان بود،زمينه تدوين استراتژي جنگ با هدف آزادسازي مناطق اشغالي فراهم شد.از يك رو با افزايش حضور نيروهاي مردمي،سپاه تلاش هاي جديدي را براي گسترش سازمان رزم انجام داد واز سوي ديگر ،فرماندهان ارتش و سپاه استراتژي آزادسازي مناطق اشغالي را طرح ريزي كردند.دو اصل در اين طرح ريزي در نظر گرفته شد،اول اينكه عمليات ها مسلسل وار و پشت سرهم انجام شود و وقفه آن كوتاه باشد.دوم اينكه در هر عملياتي كه صورت مي گيرددوتا سه برابر عمليات قبل توان رزم وارد صحنه شود.
اقدامات دشمن:
دشمن پس از آگاهی از سمت تک رزمندگان اقدامات زیر را انجام داد:
1-جابجایی تیپ 30 زرهی با تیپ 35.
2-تقویت منطقه غرب سوسنگرد با تیپ 30 زرهی مخصوص، گردان های طارق و المثنی.
3-تمرکز تیپ 31 نیروی مخصوص و گروها ی کماندو در شمال کرخه ، تنگه چزابه و پل های کرخه.
4-ايجاد تمركزدر گردان های تيپ 12 در شمال كرخه و تنگة چزابه به عنوان نيروی احتياط و پاتك.
5- ايجاد تمركزدر تيپ 48 پياده و تيپ 93 در مثلث فنيخي و شمال كرخه .
6-ایجاد تمرکز در گردان های تیپ 26 شمال کرخه به ویژه خطوط دوم.
7-انتقال تیپ 10 زرهی به حوالی قرارگاه لشکر 6 زرهی به عنوان احتیاط آن لشکر برای اجرای تک در منطقه غرب سوسنگرد.
8-تمرکز در ذخیره مهمات توپخانه ، تانک ، سلاح های ضد تانک و سلاح های هوایی و افزایش پدافند مهمات خطوط اول.
9-تمركز درتقويت نيروی حمايت از پل ها و تقويت سلاح و مهمات مربوطه به آن .
اقدمات نيروهاي خودي:
مهمترين اقدامات نيروهاي خودی در فاصله دو عمليات ثامنالائمه و طريق القدس ، چنين بود:
1-شناسايي خطوط و عمق دشمن ؛مهمترين شناسايي عمق با هدف انهدام دشمن در شمال غربی رودخانه نيسان شامل منطقه غرب سوسنگرد و حاشيه هور و از پشت دشمن در روستاهای دفار ، نهركسر ، شيخ محمود و تا حوالی بيت نعمه میشد . برای شناسايي معابر خودی به دشمن و برعكس ، شناسايي موانع مصنوعی شامل ميادين مين ، خاكريزها و ساير تأسيسات و نيز شناسايي و ثبت تحركات و استعداد پشتيبانی دشمن اعم از هوايي ، هوانيروز ، توپخانه و پدافند هوايي اقداماتي انجام گرفت
همچنين ، منطقه شمال كرخه در حد فاصل جناح دشمن و ارتفاعات ميشداق در منطقه رملي نيز شناسايي شد كه اطلاعات آن بسيار حائزاهميت بود.ومنجر به طرح ريزي عمليات به صورت احاطه اي شد و جاده معروف روي منطقه رملي نيزبراساس همين اطلاعات وبرابرنياز عمليات احداث شد بدين ترتيب ، امكان دسترسی نيروهاي خودی در خيز اول به عقبه دشمن در تنگه چزابه فراهم شد.
2-نيروهاي مردمی به كوشش و تدبير سپاه پاسداران ، به گونه ای كه در محاسبات عمليات، استعداد و توان سپاه به عنوان يكي از عوامل تعيين كننده در آغاز عمليات و كسب موفقيت موردتاكيد قرار گرفت.
3-طرح ريزي عمليات برپايه شناسايي از منطقه و توان موجود نيروهاي خودی و انجام دادن برخي جابجايي ها و تقويت منطقه كه با ظرافت و دقت خاصی انجام گرفت .
4-نزديك كردن خطوط خودی به دشمن با ايجاد خاكريزهاي كوتاه.
5- اجراي طرح آب برای محدود كردن خطوط پدافندی و آزاد كردن نيرو
6-احداث جادهای به طول 15 تا 20 كيلومتر در زمين هاي رملی شمال منطقه عمليات به كوشش برادران جهاد سازندگی .
در پي شهادت برخی از فرماندهان ارتش و سپاه پس از عمليات ثامنالائمه ، انتصابهای جديد موجب تغييراتي در مديريت جنگ شد كه در گسترش و تعميق همكاری سپاه و ارتش نقش بسزايي داشت.
تدوين استراتژی آزاد سازی :
درپی موفقيت عمليات ثامنالائمه (ع) كه در آغاز سال دوم جنگ اجرا شد و مهم ترين تحول جنگ تا آن زمان بود زمينه تدوين استراتژی جنگ با هدف آزادسازی مناطقی اشغالی فراهم شد در اين حال، تحولات سياسي كه برروند تحولات نظامی اثر داشت خود نيز از اين تحولات متاثر بودآثار تحولات سياسي-نظامی به تدريج در حوزة نظامی نمايان. شد؛ از يك سو، با افزايش حضور نيروهاي مردمی، سپاه تلاشهای جديديرا برای گسترش سازمان رزم انجام داد و از سوی ديگر فرماندهان ارتش و سپاه استراتژی آزادسازی مناطق اشغالی را طرح ريزی كردند. به اين ترتيب به گفته فرمانده كل سپاه پاسداران: دو كار اساسی انجام شد . يكي در عمليات و يكي در سازماندهی . در عمليات ، طرح ريزي سلسلهوار صورت گرفت يعني در حقيقت استراتژی نظامی شكل گرفت . در سازماندهی ، سپاه رفت به دنبال اينكه يك سازمان رزم برای خودش فراهم كند. اين دو از اولين تحولات پس از عمليات ثامن الائمه (ع) است .
در تدوين استراتژي جدید جنگ، دو تجربه ارزشمند كه فراروی نيروهاي سپاه قرار گرفته بود. نقش داشت: نخست ، تشكيل ستاد عمليات جنوب و طرح ريزي عمليات هاي محدودو دوم طرح ريزي عمليات ثامن الائمه(ع) و تلاش براي تصويب آن در شوراي عالي دفاع و سپس هماهنگي با برادران ارتش و اجراي آن با تركيب مشترك بود.
طرح ريزي مانور عمليات:
بدين ترتيب طرح ريزي مانور عمليات از محورهاي مختلف انجام گرفت كه به آن اشاره مي شود:
1-به عنوان تلاش اصلي شمال رودخانه كرخه.
عمليات در محورشمال رودخانه كرخه اهميت ويژه اي داشت. زيرا دشمن چنان كه ذكر شد تصور نمي كرد كه نيروهاي خودي از اين محور دست به حمله بزنند.
2-غرب سوسنگرد(از جنوب رودخانه كرخه تا رودخانه نيسان)
گستردگي زمين منطقه ،هدف هاي متعدد موجود در آن جبهه اي بودن عمليات و نيز مواضع مستحكم دشمن در اين منطقه موجب انتخاب دو محور شد:
الف)جاده سوسنگرد بستان ،از دهلاويه تا نهر سابله :هدف اين محور الحاق با تيپ امام حسين(ع) و تصرف بستان بود.لذا اين محور اهميت خاصي داشت اساسا موفقيت در اين محور به طور كامل بستگي به موفقيت در محور شمالي (عبور از تپه هاي رملي) داشت.
ب)از رميله 2 تا دغاغله:هدف اصلي در اين محور ،انهدام نيروهاي دشمن در منطقه شمال رودخانه نيسان بود.
دلايل انتخاب منطقه عمليات:
1-نزديكي بستان به مرزهاي بين المللي و تامين مرز به عنوان يك هدف مهم قابل دسترس بود و از نظر سياسي نيز بازتاب گسترده اي داشت.
2-تصرف بستان ،پيوستگي خطوط دشمن از مهران تا خرمشهر را از هم مي گسست و امكان پشتيباني متقابل شمال و جنوب بستان را از دشمن سلب مي كرد.
3-تهديد اهواز از محور سوسنگرد-بستان منتفي مي شد.
4-با توجه به توان نيروهاي خودي اين منطقه نسبت به بقيه مناطق دست يافتني تر بود.
بدين ترتيب بر پايه ويژگي هاي مثبتي كه منطقه عملياتي بستان و سوسنگرد
داشت،اين منطقه براي اجراي عمليات انتخاب و آماده سازي شد.
منطقه عمليات در شمال غربي اهواز واقع شده و داراي زمين هاي مرتفع،پست و هموار مي باشد.كه از شمال به ارتفاعات الله اكبر ،ميشداغ و تپه هاي رملي ،در جنوب به رودخانه نيسان و هويزه،در غرب از يك سو به دغاغله و رودخانه نيسان و از سوي ديگر به رودخانه سابله و نهر عبيد و روستاي صالح حسن واز آنجا به سمت تپه هاي رملي در شمال امتداد مي يابد و از شرق به هورالهويزه و تنگه چزابه و مرزهاي بين المللي محدود مي شود.
اداره اطلاعات ارتش عراق با تجزيه و تحليل تحركات رزمندگان اسلام ،به قصد نيروهاي ايراني براي حمله پي برده و حتي زمان آنرا پيش بيني كرده بودند. با مشخص كردن هدف هاي تك خودي و چگونگي اجراي احتمالي آن و ارسال آن براي يگانهايش ؛ به آنها چنين هشدار مي دهد:
ايراني ها تكي تعرضي شديدا فعال در منطقه بستان تا هويزه طرح ريزي نموده اندكه بيش از سه تيپ زرهي و يگانهاي پياده و داوطلبان و پاسداران در اجراي آن شركت خواهند نمود.هدف نزديك دشمن(ايران)عبارت است ازرسيدن به جاده تعاون (جاده اي كه شهر بستان را به هويزه متصل مي كند) واز فعاليت هاي مذكور چنين استنباط مي شود كه ساعت شروع تك احتمالي دشمن(ايران) زودتر از ساعت 23 روز 6/9/1360 نخواهد بود. بنابراين ضروري است كه از ساعت 1 مورخ 7/9/1360 يگانها به مدت 72 ساعت به طور صددرصد آماده باشند.
وضعيت و استعداد دشمن:
ارتش عراق پس از ناكامي در تصرف سوسنگرد در خارج از شهر مواضع مستحكم و مناسبي را در محور جابر حمدان در شمال رودخانه كرخه و محورهاي دهلاويه ،سويداني و هويزه ايجاد كرد.
نيروهاي دشمن در شمال كرخه شامل تيپ26 زرهي از لشكر 5،تيپ 93 پياده از لشكر 4 پياده كوهستاني،گردان يك پياده از تيپ 23،تيپ31و32 نيروي مخصوص و نيروهاي جيش الشعبي بود.
نيروهاي دشمن در جنوب كرخه شامل تيپ 25 مكانيزه و 16 ،30 زرهی و 96 پیاده از لشكر 6 زرهي،تيپ 48 پياده از لشكر11 پياده ،تيپ 12 زرهي از لشكر 3 زرهي،يك گردان از تيپ 32 نيروي مخصوص،گردان 20 دفاع الواجبات،نيروي كماندويي لشكر7 پياده و نيروهاي جيش الشعبي بود.
استعداد نيروهاي خودي :
نيروهاي ارتش جمهوري اسلامي شركت كننده در عمليات عبارت بودند از:
تيپ يك و دو زرهي از لشكر 16 قزوين
تيپ يك از لشكر 77 پياده خراسان
تيپ 3 زرهي از لشكر 92 زرهي اهواز
سه گردان تقويت شده توپخانه
نيروهاي سپاه پاسداران در عمليات طريق القدس:
تيپ يك عاشورا شامل 9 گردان پياده
تيپ 2 كربلا شامل 3 گردان پياده
تيپ 3 امام حسين (ع) شامل 8 گردان پياده
تيپ 4 امام سجاد(ع) شامل 4 گردان پياده
تيپ امام حسن (ع) شامل 3 گردان به عنوان احتياط.
در مجموع ،استعداد نيروهاي ارتش 9 گردان تانك،7 گردان مكانيزه،یک گردان سوار زرهی و 1 گردان پياده و 30 آتشبار توپخانه بود. استعداد نيروهاي سپاه نيز شامل 27 گردان پياده، 2 گردان مكانيزه ،1 گردان تانك و 2 گردان تقويت شده ادوات بود.
اهداف عمليات طريق القدس:
1-قطع ارتباط دشمن از شمال به جنوب با تصرف و تامين تنگه چزابه.
2-انهدام نيروي دشمن بين نهر سابله و نيسان و هورالعظيم.
3-آزادسازي شهر بستان و 70 روستاي ديگر.
4-رسيدن به مرز بين المللي در منطقه شيب و هورالعظيم.
5-آزاد سازي منطقه اي به وسعت 350 كيلومتر مربع
6-تمركز و صرفه جويي در نيروي پدافندي.
سرلشكر محسن رضايي: هدف از عمليات طريق القدس اين بودكه ما بين جبهه دزفول (غرب كرخه) و جبهه اهواز فاصله بيندازيم و در حقيقت تدارك رساني سريع دشمن را از اين دو جبهه طولاني كنيم.
با وجود مشكلاتي كه در زمان طرح ريزي و تهيه مقدمات عمليات طريق القدس وجود داشت،از جمله احداث جاده در منطقه تپه هاي رملي،عمليات در ساعت 30 دقيقه پس از نيمه شب 8 آذر 1360 با رمز مقدس يا حسين(ع) و با تكيه به تاكتيك ويژه ،يعني عبور نيروهاي سپاه و بسيج از منطقه رملي به عنوان محور اصلي تهاجم آغاز شد.به هنگام شروع عمليات باران به شدت مي باريد و همين امر سبب شد تا نيروهاي دشمن (به رغم هوشياري نسبي) تصور كنند،ريزش باران موجب انصراف رزمندگان از اجراي عمليات خواهد شد،به همين دليل ،با خيال آسوده به درون سنگر هاي خود خزيدند،در حالي كه بارش باران در منطقه رملي موجب چسبندگي در سطح زمين و در نتيجه ،سهولت در حركت نيروها شد.
در محور شمالي رزمندگان براي تصرف و تامين تنگه چزابه ،از سه محور عمل كردند. در محور اول نيروهاي خودي خاكريز عصا شكل دشمن را به عنوان خاكريز خط مقدم تصرف و منطقه جابر حمدان تا تپه هاي شني را پاكسازي كردند.. در محور دوم اين نيروها از ديدگاه شماره1 ،در تپه هاي شني وارد عمل شده و موفق به انهدام احتياط رده اول دشمن شدند.در محور سوم كه از ديدگاه شماره3 در شمال تپه هاي شني آغاز شده بود ،نيروهاي خودي با دو فلش ،نيروهاي احتياط رده دوم و توپخانه دشمن را هدف قرار دادند.
دشمن در اين محور كاملا گيج شده بود،زيرادشمن در حالي كه هرگز حتي عبور نيروهاي پياده را از تپه هاي رملي تصور نمي كرد(طبق اسناد بدست آمده دشمن اين منطقه را نفوذ ناپذير دانسته و عبور رزمندگان از اين محور را غير ممكن مي شمرد.) و اين امر را تنها با هلي برد امكان پذير مي دانست،شاهد حضور تانك هاي ايران در مقابل خود بود.با نفوذ نيروهاي خودي به عمق مواضع دشمن از محور شمال،مقر تيپ 26 زرهي از لشكر 5 عراق تسخير شد و كليه نيروهاي اين تيپ(به جز شمار اندكي از فرماندهان آن) به هلاكت رسيدند.در ساعت 4 صبح از طريق بي سيم شنيده مي شود كه بستان در محاصره است شهيد صياد شيرازي با افسر توپخانه تماس گرفت واز او خواست تا در مصرف مهمات براي دفع پاتك احتمالي دشمن استفاده شود پاسخ شنيد تا اين لحظه فقط 6 گلوله آن هم به خاطر روشنايي شليك شده است.
در محور جنوبي عمليات اوضاع به گونه اي ديگر بود دشمن كه فلش اصلي عمليات نيروهاي ايران را از اين محور مي دانست با بهره گيري از مواضع متعدد و هوشياري نيروهايش به سختي مقاومت كرد ومانع پيشروي قاطع نيروهاي ايراني شد.با بروز اوضاع سخت در محور جنوبي نيروهاي خودي در شمال با ورود به منطقه ابو چلاچ به سوي شرق و جنوب شرق پيشروي و بستان ومنطقه سابله پس از 412 روز اشغال آزاد كردند.
حمله نيروهاي خودي از دو محور و با هدف تصرف شهر بستان و انهدام نيروهاي دشمن در شمال منطقه بستان آغاز شد.ولي با وجود موفقيت در برخي از محورها ،پيشروي نيروها بنا به دلايلي از جمله هوشياري دشمن متوقف شد.چنان كه محور دهلاويه ،با آنكه نيروهاي خودي از موانع و استحكامات دشمن عبور كرده وپل سابله را تصرف كردند،ولي در يك تك جبهه اي و با افزايش فشار دشمن ،در جاده بستان زمين گير شدند.
در محور سويداني نيز ،نيروهاي خودي با وجود پيشروي در مواضع عراق و تصرف يكي از پل هاي دشمن روي رودخانه نيسان ،پس از روشن شدن هوا مجبور شدند در مواضع مناسب تري استقرار يابند.
پيروزي كامل عمليات در محور شمالي و لزوم تداوم آن سبب شد تا شهر بستان كه از اهداف محور جنوبي بود در ساعت 9 صبح روز اول عمليات به دست نيروهاي محور شمالي آزاد شود.عراقي ها كه در نزديكي پل سابله مستقر بودند، مي توانستند با پاتك خود تمام دست آورد هاي عمليات را تهديد كرده و بستان را دوباره به اشغال در آورند به همين دليل كليه تلاش ها در روز اول ودوم به تثبيت منطقه تصرف شده معطوف شد.اما هوشياري دشمن ، جبهه اي بودن تك و تعجيل در اجراي عمليات موجب ناكامي در محور جنوبي شد.
در قسمتي از خطوط درگيري رزمندگان اسلام به ميدان مين برخورد مي كنند كه كار پيشروي را متوقف مي سازدتعدادي از نيروهاي جان بركف خود را به ميدان مين زده و با شهادت خود ،مين ها را منفجر كرده وراه را براي ديگر نيروهاي رزمنده باز مي كنند.
برگرفته از كتاب نبردهاي دشت آزادگان نوشته محمدامين پورركني
|