منطقه تنگه چزابه که در طول هشت سال دفاع مقدس شاهد حماسه های ماندگاری بوده است که از جمله آنها به عملیات مولای متقیان و والفجر6 در متن کتاب اشاره گردید و به منظور تجليل از شهداي چزابه و در سالگرد عمليات طريق القدس در 8 آذرماه پيكر مطهر هشت تن از شهداي سرافراز و گمنامي كه در چزابه كشف شده بودند به خاك سپرده شدند.كه اينك يادماني در اين مكان احداث و زيارتگاه شيفتگان جهاد وشهادت از داخل و خارج از كشور مي باشد.
دشمن بر اساس درك جديد از تحركات رزمندگان اسلام ،تهاجم به تنگه چزابه را با اهداف زيرانجام داد:
1-انهدام نيروهاي اسلام
2-برهم زد ن سازماندهي نيروها
3-تاخير در اجراي عمليات آتي رزمندگان اسلام
4- تقويت روحيه نيروهاي خود، كه در اثر عمليات رزمندگان اسلام تضعيف شده بود.
سرلشكر رشيد در مورد تحركات دشمن اظهار داشت:ما نسبت به تهاجم دشمن در تنگه چزابه ،قدري ابهام داشتيم،به اين معني كه وقتي توان پيشروي به سمت بستان را دارد،چرا توقف مي كند.
شهيد حسن باقري در تحليلي بر روند جنگ گفته بودند كه:مسئله چزابه،حداقل يك ماه عمليات ما را به عقب انداخت.ما در چزابه به اندازه عمليات طريق القدس شهيد داديم. بيش از 1000 نفر در چزابه شهيد داديم.در حالي كه نگاه مي كرديم چيزي نبود كه به چشم بيايد.عراق يك سري جيش الشعبي آورده بود.صبح يك تيپ به خط مي زد و بعد از ظهر يك تيپ ديگر را به خط مي زد.در اين رمل ها اگر رفته باشيد يا آن را ببينيد ،اصلا از پايين مي خواستي بالا بروي در 20 متر جا ،20 دقيقه طول مي كشيد،يك قدم مي گذاشتي ،در هر قدمي كه 20 سانت بود 15 سانت پايين بر مي گشتي ،رمل بود رملي كه يك ذره روي هم قرار نمي گرفت و فشار شديدي روي بچه ها بود. جنازه خودي سر راه بچه ها افتاده بود و بچه ها حال اينكه اين جنازه ها را به اندازه 150 متر عقب بياورند ودر ماشين قرار دهند نداشتند.واگر مي خواستيم به عقب برويم عراقيها ما را روي جاده ،زير تير مستقيم كلاشينكف داشتند....من خودم وقتي مي رفتم اين طور رانندگي مي كردم سرم را پايين مي گرفتم و فقط دستم روي فرمان بود.يك چنين فشاري را بچه ها تحمل مي كردند.و مقر مي ساختند.ما در چزابه 30 گردان مصرف كرديم ،تقريبا يك دوم نيرويي كه براي عمليات دزفول آماده كرده بوديم در چزابه مصرف كرديم. در حالي كه در سطح مملكت ،هيچ به حساب مي آمد جنازه بود كه مي رفت سراسر كشور. براي مملكت هم علامت سئوال بود كه بدون عمليات اين جنازه ها چه مفهومي دارد و جواب اين ها به عهده سپاه بود. يك تيپ ارتش را ما از همين لشكر 77 گرفتيم كه عمليات بكنيم .2 تيپ سپاه ،يك تيپ ارتش ،ما 12 شب وارد عمليات شديم، 12 ظهر فردا فرمانده تيپ آمد گفت از تيپ من چيزي نمانده اگر بكشيد عقب ديگر تيپي نيست. ما گردان را 4 روز در خط نگه داشتيم در حالي كه گردان نه سازماندهي تيپي داشت ،ولي ديگر از قاموس تيپي درآمده بود يك چنين فشاري در چزابه در حالي كه عراق مي دانست ما در دزفول داريم آماده عمليات مي شويم ..... ()
در تنگه چزابه ما دوجنگ كرديم ،يكي جنگ در هورالعظيم وآب بود وديگري جنگ در رمل و ماسه هاي بادي بود. هردو جنگ سخت بود،سنگر زدن مشكل بود،سيم خاردار و مين كه زده مي شد مدتي بعد به زير رمل ها مي رفت.
عمليات مولاي متقيان:
دشمن در جمع بندي اطلاعات حاصله خود ،بويژه توسط ماهواره هاي آمريكايي ،به اين نتيجه رسيده بود كه ايران بزودي در منطقه دزفول و شوش عمليات بزرگي انجام خواهد داد. از اين رو استحكامات و تمركز شديد نيرو را در شوش ايجاد كردو ميادين مين را وسعت داد.همچنين صدام دست به فراخواني نيرو زد و 10 هزار نفر جيش الشعبي را جمع آوري نمود.و 10 تيپ مستقل به همراه جيش الشعبي به دو لشكر تقويت شده اش در منطقه افزود و براي پيش دستي در تاريخ 17 بهمن 1360 ،حمله خود را با شديد ترين آتش توپخانه و بمباران هاي بي وقفه هوايي شروع كرد. توپخانه سنگين عراق در تنگه چزابه در ده شبانه روز با حدود 500 قبضه توپ بر روي مواضع رزمندگان آتش ريختند در هر دقيقه هر توپ 6 گلوله شليك مي كرد و تمام هدف جاده بود تنها جاي استقرار نيروهاي رزمنده بود يعني دقيقه اي چند هزار گلوله بر سر نيروهاي رزمنده مي ريختند. عراقي ها با استفاده از رمل نيروهاي رزمنده را دور زدند و از عقب نيروهاي ما را مورد هدف قرار دادنداين حمله عراق 13 روز به درازا كشيد و دشمن بي محابا مهمات و تجهيزات خود را صرف نبرد در چزابه كرد،تلاش كرد نيروهاي ما را در چزابه تجزيه كند ولي موفق نشدو با مقاومت سرسختانه نيروهاي ايراني روبه رو شد. در مقابل نيروهاي خودي با انجام عمليات مولاي متقيان (ع) معروف به جنگ چزابه را با رمز يا علي (ع) ادركني با چهار گردان كه فرمانده يكي از گردان ها را شهيد حسن باقري بر عهده داشت انجام داد.و تلاش هاي دشمن را عقيم گذاشت.
اين عمليات در تاريخ 1/12/1360 با رمز مبارك يا علي (ع) ادركني در منطقه تنگه چزابه با هدف انهدام نيروهاي دشمن و خنثي كردن تحركات عراق براي جلوگيري از عمليات فتح المبين و همچنين بستان آغاز شد.دشمن بعثي از وحشت تكرار عمليات ثامن الائمه (ع) و طريق القدس دست نياز به سوي متحدان خود و استكبار جهاني دراز مي كند. و پس از اطلاع از تمركز قواي ايراني در غرب دزفول و شوش تلاش مي كند جبهه فعال جديدي را در مقابل قواي ايراني گشوده و علاوه بر بازپس گيري بستان از وقوع عمليات فتح المبين در 22 بهمن جلوگيري نمايد بدين منظور دو تيپ و يك لشكر و يك گردان نيرو از نقاط مختلف به تنگه چزابه مي آورد و علاوه بر آن صدام بعثي دست به فراخواني نيرو مي زند. و حدود 10 هزار نفر را جمع آوري و پس از آموزش روانه تنگه چزابه مي نمايد. ودر مورخ 17/11/1360 حمله اي سنگين را با اهداف زير آغاز مي كند.
1-صرف شدن نيروهاي اسلام و به هم ريختن سازماندهي براي جلوگيري از عمليات فتح المبين.
2-گرفتن زمان و عقب انداختن عمليات ،كه در اين فرصت به دست آمده سيستم دفاعي نيروهايش را تقويت نمايد.
3-در صورت موفقيت در بستان جبهه فعال جديدي را مقابل ايران گشوده و با گرفتن ابتكار عمل از عمليات ايران جلوگيري كند.
4-از نظر جنگ افزار و مهمات ايران را وادار به مصرف و استهلاك نمايد. با حمايت شديد نيروي هوايي و آتش بسيار سنگين توپخانه قواي عراقي دست به پيشروي مي زنند و با مقاومت جانانه نيروي سپاه و بسيج مواجه شدند.
شهيد حسن باقري با شنيدن حمله نيروهاي بعثي به چزابه خود عازم منطقه شد و باشناسايي آنجا فرماندهي يك گردان را به عهده گرفت و طي عملياتي ضربات مهلكي بر نيروهاي دشمن وارد و مسئله چزابه را براي هميشه حل كرد. حماسه چزابه چنان بود كه حضرت امام (ره) آن را الگو قرار داده و براي رزمندگان پيام تبريك فرستادند
برگرفته از كتاب نبردهاي دشت آزادگان نوشته محمدامين پورركني
|