مگر انسان آنچه را آرزو كند دارد آن سرا و اين سرا از آن خداست و بسا فرشتگانى كه در آسمانهايند [و] شفاعتشان به كارى نيايد مگر پس از آنكه خدا به هر كه خواهد و خشنود باشد اذن دهد -سوده نجم آیه24و25و26
حمید رمضانی در سال1341 در شهرستان اهواز چشم به جهان گشود. دوران کودکی را در خانواده ای متدین سپری کرد در سنین کودکی در حوضچه ای به عمق5/1 متر عرض غرق شد که به صورت معجزه آسایی نجات یافت حمید پس از گذراندن تحصیلات مقدماتی موفق به اخذ دیپلم ریاضی گردید. با شروع فعالیتهای سیاسی علیه رژیم به مبارزات خود شکل تازه ای بخشید ودر مسجد طالب زاده برای اقامه نماز حضور پیدا می کرد واندک زمانی بعد به جمع جوانان مسجد جزایری که فعالترین گروه سیاسی شهر بودند پیوست. وی چندین بار در رشته های مختلف در دانشگاه قبول شد. با شروع جنگ تحمیلی به جبهه رفت ودر کنار سردار شهید درفشان در گردان رزمی در کربلای سوسنگرد، فارسیات، خرمشهر وبستان حماسه آفرید واندکی بعد به لحاظ شایستگی وتبحر فوق العاده وی در شناسایی مواضع دشمن مسئولیتهای اطلاعاتی منصوب گردید. با تشکیل قرار گاه نصر به فرماندهی گردان شناسایی 313 منصوب شد ودر ماموریتهای شناسایی به زیارت مولایش امام حسین(ع) ومرادش حضرت ابوالفضل(ع) رفت.
معاون محور فارسیات در خرمشهر،مسئول محور اطلاعات شناسایی سوسنگرد وبستان، مسئول واحد اطلاعات فرمانده گردان قرارگاه نصرت، مسئول واحد اطلاعات وعملیات سپاه ششم، مسئول معاونت اطلاعات سپاه ششم امام جعفر صادق(ع)، از جمله مسئولیتهای آن قهرمان خستگی ناپذیر سالهای دفاع مقدس بود وسرانجام آن گل گلزار باغ ولایت در روز4/3/67 سرود شهادت خواند وبا بهترین هدیه به دیدار معبودش خداوند متعال شتافت.
خطاب به فرزند خردسالش محمد رضای عزیز: بدان که اگر پدرت زنده بود، در یک دست تو شمشیر ودست دیکرت قرآن می داد. بدان پدرت از آن زمانی که با قرآن آشنا شد، با ظالمان درافتاد و به همین خاطر به شهادت رسید. برای اینکه نمی توانست رفاه وآسایش دیگران را فدای منافع خود کند.